انتشارات: ترجمان، قطع: رقعی، نوع جلد: شومیز، تعداد صفحات: 184 صفحه، موضوع: جامعه شناسی، رده بندی کتاب: علوم اجتماعی و جامعه شناسی (علوم اجتماعی)
محصولات دیگر فروشگاه
کتاب جامعهی فرسودگی؛ جامعهی شفافیت:
کتاب جامعهی فرسودگی؛ جامعهی شفافیت اثر بیونگ چول هان و ترجمهی محمد معماریان است. نویسنده در این کتاب دربارهی مفاهیم فرسودگی و شفافیت صحبت کرده است و آن را از منظر جامعهشناختی و سیاسی بررسی کرده است.
دربارهی کتاب جامعهی فرسودگی؛ جامعهی شفافیت
کتاب جامعهی فرسودگی؛ جامعهی شفافیت ترجمهای است از دو کتاب جامعه فرسودگی که در سال ۲۰۱۰ منتشر شده و کتاب جامعه شفافیت در سال ۲۰۱۲ و به زبان آلمانی نوشته شده است. بیونگ چول هان در کتاب جامعهی فرسودگی؛ جامعهی شفافیت از دو مفهوم فرسودگی و شفافیت حرف میزند. فرسودگی که یکی از نشانههای بارز زندگی در دوران معاصر و عصر حاضر ما است و شفافیت که لازمهی کار در تمام مقاطع مانند معادلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. البته که دستیابی به ارتباطات به شدت این شفافیت را برای ما فراهم کرد.
بیونگ چول هان در کتاب جامعه فرسودگی؛ جامعه شفافیت هم دربارهی فرسودگی افراد حاضر در یک ساختار اجتماعی صحبت میکند و هم تاملی بر این شفافیت که سخنش رفت دارد.
کتاب جامعهی فرسودگی؛ جامعهی شفافیت را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم:
علاقهمندان به مطالعات جامعهشناسی و سیاسی از خواندن کتاب جامعهی فرسودگی؛ جامعهی شفافیت لذت میبرند.
بخشی از کتاب جامعهی فرسودگی؛ جامعهی شفافیت:
هر عصر ابتلائات خاص خود را دارد. به همین منوال، یک عصر باکتری وجود داشت که بالاخره با کشف آنتیبیوتیکها پایان یافت. با وجود ترس گسترده از همهگیرشدن آنفولانزا، ما در عصر ویروس هم زندگی نمیکنیم. به لطف فناوری ایمنیشناسی، چنان عصری را پشت سر گذاشتهایم. از منظر آسیبشناختی، نه باکتریها یا ویروسها، بلکه نورونها شاخص تعیینکنندهٔ قرن بیستویکم هستند که تازه در ابتدای راهش هستیم. ناخوشیهای نورونشناختی از قبیل افسردگی، اختلال کمتوجهی-بیشفعالی، اختلال شخصیت مرزی و سندرم فرسودگی علامتهای شاخص آسیبهای سلامت در آغاز قرن بیستویکماند. آنها عفونت نیستند، بلکه سکتهاند، نتیجهٔ آن نفی، که چیزهای بیگانه برای سیستم ایمنی بدن به بار میآورند، نیستند، بلکه نتیجهٔ زیادت ایجاباند. به همین خاطر، از چنگ همهٔ آن فنون و فناوریهایی که دنبال مبارزه با چیزهای بیگانهاند میگریزند.
قرن گذشته دورهای ایمنیشناختی بود. آن عصر میخواست تمایز واضحی میان درون و بیرون، دوست و دشمن، خویشتن و دیگری بیابد. جنگ سرد هم تابع الگوی ایمنیشناسی بود. در حقیقت، زبان جنگ سرد، که سراسر مشرب نظامی داشت، بر پارادایم ایمنیشناسی قرن پیش حاکم بود. حمله و دفاعْ شاخصهای فعلِ ایمنیشناختیاند. دیسپوزیتیفِ ایمنیشناختی، که از دامنهٔ محدود حیات اجتماعی میگذرد و به کل حیات جمعی بسط مییابد، یک نقطهٔ کور دارد: مبارزه یا پیشگیری نصیب هر چیز بیگانهای میشود. بیگانه، بدین معنا، هدف دفاع ایمنی است. حتی اگر نیت خصمانهای نداشته باشد، حتی اگر هیچ خطری پیش نیاورد، به خاطر «دیگریبودگی» اش حذف میشود.
در ایام اخیر، شاهد شیوع گفتمانهایی دربارهٔ جامعه بودهایم که الگوهای ایمنیشناختی را صراحتاً برای تبیین به کار میگیرند. ولی رواج گفتمان ایمنیشناختی را نباید نشانهٔ آن دانست که جامعه اکنون، بیش از همیشه، حول صفوف ایمنیشناسی سازمان یافته است. وقتی یک پارادایم به جایی رسیده است که به یک اُبژهٔ اندیشه فروکاسته میشود، اغلب به این معناست که جان سپردنش قریبالوقوع است. نظریهپردازان نگفتهاند که مدتی است یک تغییر پارادایم در جریان است. جنگ سرد دقیقاً همان زمانی پایان یافت که این تغییر پارادایم در حال وقوع بود.۱ جامعهٔ معاصر روزبهروز بیشتر شبیه منظومهای میشود که بهکل از طرح ساماندهی و دفاع ایمنیشناختی میگریزد. نشانهٔ جامعهٔ معاصر زوالِ دیگریبودگی و بیگانهبودگی است. دیگریبودگی نمایندهٔ یک مقولهٔ بنیادین در ایمنیشناسی است. هر واکنش ایمنیشناختی واکنش به «دیگریبودگی» است. ولی اکنون دیگریبودگی دارد جای خود را به «تفاوت» میدهد که مستلزم واکنش ایمنیشناختی نیست. تفاوتِ پسا-ایمنیشناختی (یا درواقع پستمدرن) هیچکس را بدحال نمیکند. این تفاوت، در ادبیات ایمنیشناسی، نمایندهٔ «مشابه» است.۲ چنین تفاوتی فاقد نیشِ آن بیگانهبودگیای است که واکنش شدید ایمنیشناختی را برمیانگیخت. صفت بیگانهبودگی از کار میافتد تا به فرمول مصرف فروکاسته شود. بیگانه جای خود را به غریبهٔ جذاب میدهد. توریست در آن سیاحت میکند. توریست (یعنی مصرفکننده) دیگر یک اُبژهٔ ایمنیشناختی نیست.
دیدگاه خود را بنویسید